از آباي يوناني كه براي يونانيان معروف‌تر بودند. هدف اصلي او اظهار يگانگي ميان عقايد آباي‌ لاتيني و يوناني سده‌هاي چهارم و پنجم در اين زمينه بود؛ 3) رساله‌ٴ مفصلي درباب اصول‌ مسيحيت‌، در بيان عقايد ارتدكس درباره‌ٴ خدا، تثليث‌، تجسم خدا در مسيح‌، شعائر ديني و شناخت آخرت‌، كه بيشتر از كتاب‌هاي مقدس و آثار آباي كليسا اقتباس شده است‌. آثار كوچك‌تر زيادي هم دارد (كه برخي به‌صورت نسخه‌ٴ دست‌خط او در كتاب‌خانه‌ٴ واتيكان موجود است‌). يكي از آنها نامه‌اي لاتيني است كه در 1394/1395 در پاريس نوشته شده و در آن به سفر مانوئل خِريسولوراس و دمتريوس كيدونس به ونيز اشاره مي‌كند. ديگري حمله‌اي است به‌ يوسف برينيوس راهب صومعه‌ٴ يحيي تعميددهنده در استوديون (كه اينك مسجدي در قلعه‌ٴ هفت‌برج استانبول است‌).

ج‌. يهود

1. اسپانيا

يوسف‌بن العاذر بُنفيلس

يوسف‌بن العاذر بن يوسف هَه ـ سِفَردي ملقب به بُنفيلس يا طُب عِلِم‌، مفسر يهودي اسپانيايي‌. ممكن است همان بن‌العاذر سِفَردي ديان (قاضي‌) سرقسطه باشد كه در سال 1355 جدول‌هاي‌ تقويمي را تنظيم كرد.
او در سال 1370 در دمشق بود و براي داودبن يوشع ميمون ناقد (از اعقاب ابن‌ميمون‌) كتابي‌ نوشت به نام ظَفِنَت پَعْنِئَح (يعني خدا سخن مي‌گويد و زنده است‌؛ نامي قبطي كه در سفر پيدايش‌ 45:41 به يوسف داده شده‌) و در آن تفسير ابراهيم بن‌عزرا بر تورات را شرح داد. بعداً يوسف به‌ مصر و فلسطين سفركرد و سرانجام در بيت‌المقدس مقيم شد.

2. كاتالونيا

 نِسيم بن روبِن گروندي

تلموددان يهودي كاتالونيايي‌. او خود را گروندي ناميده‌، زيرا اصلش از گرونا، يعني كاتالونياست‌. ولي بيشتر دوران بعد از بلوغش را دربارسلون گذراند، در حدود 1340ـ1376؛ در حدود 1376 درگذشت‌. او در ابتدا تلموددان بود، ولي از طب و نجوم هم اطلاعاتي داشت‌. حَسدَي قِرِسقاس‌ از جمله‌ٴ شاگردانش بود.
از آن‌جا كه طاعون سياه بهانه‌اي براي آزار يهوديان شده بود، نسيم گروندي به دفاع از آنان‌ برخاست‌. او در سال 1367 همراه با حسدي قِرِسقاس و پنج يهودي برجسته‌ٴ ديگر در بارسلون‌ به‌خاطر بي‌احترامي به نان [مربوط به مراسم عشاي رباني‌] ، كه به آنان نسبت داده شده بود،